تبليغاتX
دانشگاه آزاد لاهیجان
اخبار و خاطرات و نظرات
توی قاب سرد این آینه ها
تصویر آدمکی شکسته بود
آدمک خسته و غمگین و سیاه
روبروی آینه نشسته بود
تو چشاش
ابرای بارون زده ی تلخ و سیاه
رو لباش
قصه دلتنگی تو ‚ قصه دلتنگی ما
کی با دشنه های کین
کی با داس عشق و دین
بریده ریشه های این آدمکو از رو زمین
واسه این آدمک شهر گناه
آسمون رنگ رهایی رو نداشت
قفس تیره و تاریک زمین
واسه آدمک هم جایی نداشت...

شعر بالا از قسمت های حذف شده ی ترانه غریبه فریدون انتخاب شده امیدوارم خوشتون بیاد. آدمک شکسته

+ نوشته شده در  شنبه 29 بهمن1384ساعت 5:50 PM  توسط مهران | 
سلام

ترم دومم بلاخره شروع شد . اما هنوز کلاسی به اون صورت شکل نگرفته من که فقط یه استادو دیدم اونم سرکار خانم امیر محمدی بود

البته اگه بشه بهش گفت استاد . با بچه ها طوری رفتار می کنه که انگار داره به بچه دبستانیا درس میده.فکر کنم باید ورقه امتحانیمونم بدیم اولیامون امضا کنن.شنیدم دست بزن هم داره.اینا به کنار ازمون خواسته هر جلسه 35 تمرین براش حل کنیم2 تا کتاب بگیریم.

حق اعتراضم نداریم.چه میشه کرد

به قول شادمهر:

موندن و سوختن و ساختن همه یادگار دانشگاست

انتقام از استاد گرفتن کار من نیست کار دانشگاست

( با تصرف)

به هر حال امید وارم پایان ترم 2 مثل ترم یک نباشه

فعلآ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 بهمن1384ساعت 4:45 PM  توسط | 
هر چی گشتم از دانشگاه عکس پیدا نکردم

من هیچ نظری رو پاک نمی کنم  اگه نظری هم پاک شده حتما کار همون نویسنده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 بهمن1384ساعت 10:41 AM  توسط مهران | 

من از تو میمردم
اما تو زندگانی من بودی
تو با من می رفتی
تو در من می خواندی
وقتی که من خیابان ها را
بی هیچ مقصدی می پیمودم
تو با من می رفتی
تو در من می خواندی
تو از میان نارون ها‚گنجشک های عاشق را
به صبح پنجره دعوت می کردی
وقتی که شب مکرر می شد
وقتی که شب تمام نمی شد
تو با چراغهایت می آمدی به کوچه ی ما
تو با چراغهایت می آمدی
وقتی که بچه ها می رفتند
و خوشه های اقاقی می خوابیدند
ومن در آینه تنها می ماندم
تو با چراغهایت می آمدی...
تو دست هایت را می بخشیدی
تو مهربانیت را می بخشیدی
تو زندگانیت را می بخشیدی
وقتی که من گرسنه بودم
تو مثل نور سخی بودی
تو لاله ها را می چیدی
و گیسوانم را می پوشاندی
وقتی که گیسوان من از عریانی می لرزید
تو لاله ها را می چیدی
تو گوش می دادی
اما مرا نمی دیدی                         

شعر بالا از  مجموعه "تولدی دیگر" فروغ انتخاب شده‚ روحش شاد.

موندن و سوختن و ساختن          همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن                      کار من نیست‚کار عشقه
انگار شادمهر این آهنگو برای مهرزاد خونده.
ولی یه ترانه دیگه است که می گه...
هی نشین غصه نخور                     رفته که رفته
اگه دوست داشت‚نمی رفت             اون که رفته
اون که رفته دیگه رفته                     دیگه اون دوست نداره 
دیگه دست بردار عزیزم                    برو سوی عشقه تازه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 2:59 PM  توسط مهران | 

نمی دونم شما در مورد من چی فکر می کنید.می خوام چند سطری درد دلمو بنویسم.انسان ها چرا باید آرزوی مرگ همدیگر را داشته باشند در حالی که معلوم نیست خودشان چه وقت از این دنیا می روند. من در شیون مرگ آرزوی مرگ هیچکس را نداشتم و ندارم.از هیچکس هم کینه ای به دل ندارم چرا باید از کسی متنفر باشم و به فکر انتقام از او باشم. اصلا چرا باید به خاطر این هدف پوچ خود را به زحمت بیاندازم در حالی که دست های انتقام جوی عشق قدرتمند ترند.

انسانها کسانی را که می خواهند سنگ صبورشان باشند‚سوهان روحشان می شوند تنها به یک دلیل ‚دلیل آن هم این است که مسیر عشق را به درستی نمی شناسند و در چارچوب آن حرکت نمی کنند چشم و گوش عقل را کور و کر می کنند و فقط به ندای  دل گوش می دهند. عشق رطوبت چندش انگیز پلشتی نیست اگر در مسیر صحیح قرار گیرد.این درسی است که تجربه به من آموخت.عاشق گداست‚گدای عشق و محبت ولی حق گدایی ندارد و این حرمان است امیدوارم که شما منظور مرا از سطرهای این شعر به درستی درک کنید.

عشق برترین احساس‚اشتیاق عالمگیر
نیرویی بس عظیم و شوری ست شگفت انگیز
عشق‚دوری جستن از آزردن دیگری
دوری جستن از شکل دلخواه خود دادن به او
دوری جستن از تسلط بر او 
و دوری جستن از فریب دادن اوست
عشق‚درک یکدیگر‚شنیدن حرف یکدیگر
پشتیبانی از یکدیگر و شاد بودن در کنار یکدیگر است
عشق‚بهانه ای برای عدم پیشرفت
بهانه ای برای بهتر نشدن
بهانه ای برای کوچک نمودن آرزو ها
و بهانه ای برای اطمینان بی جا به دیگری نیست
عشق‚صداقت کامل داشتن به هم
رویا های هم را سهیم بودن ‚تلاش در رسیدن به هدف های مشترک
و بر دوش گرفتن عادلانه مسولیت هاست.

در این دنیا همه می خواهند عاشق باشند.عشق احساسی نیست که بتوان آنرا ساده انگاشت. عشق احساسی است که باید آنر گرامی داشت‚به بار آورد و از آن مراقبت کرد.

عشق
       دلیل زندگی است.

  

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 5:31 PM  توسط | 

سلام دوستان
باز من یه چند وقت نبودم اینجا کلی اتفاق جدید افتاده ‚مهرزاد داره کم کم جای منو می گیره که البته باعث خوشحالیه چون هم مطالب متنوع تر می شه هم من مجبور نیستم زود به زود آپ دیت کنم.امیدوارم بقیه نویسنده ها هم شروع کنند.

اما ...
ایام عزاداری امام حسین (ع) را به همه دوستان تسلیت عرض می کنم اگه دیر شد ببخشید!!؟؟ غیبت منم به همین خاطر بود آخه رفته بودم یه جایی که به اینترنت دسترسی نداشتم البته دلیل هم داشتم‚ می خواستم مراسم قمه زنی رو از نزدیک ببینم‚ واقعا چرا باید یه همچین کاری بکنند؟؟ آیا این کارها نتیجه ای جز وحشی خوانده شدن داره؟؟ نمی دونم!!!

22 بهمن هم اومد ورفت. یه روزی فکر میکردم 22 بهمن روز خیلی بزرگیه چون قدرت مردم ایرانو نشون می ده ولی الان دیگه این نظرو ندارم بیشتر فکر می کنم نشون دهنده یه اشتباه بزرگه !! اشتباهی که ...


البته روز های مهمه دیگه ای هم تو این ماه داریم از جمله:
اول 24 بهمن که سالروز وفات فروغ فرخزاده
دومی 25 بهمن که مصادف با 14 فوریه روز والنتاین یا به قولی روز دوستان صمیمیه
سومی هم 28 بهمن  سالروز تولد صادق هدایته
(روحشان شاد)


من قبلا هم گفتم که همه نظراتو می خونم اگه معمولا جواب نمی دم به خاطر اینه که نمی خوام با جوابم باعث ناراحتی کسی بشم ولی در جواب کل کل های آرش و کدو تنبل باید بگم موضوع وبلاگ همینه پس مطالب تغییر نمیکنه ولی همونطور که قبلا گفتم اگه فکر می کنید جایه مطلب خاصی خالیه بهم بگین شاید بتونم چیزی بنویسم اگه هم نتونستم‚ خوب خودتون آستین بالا بزنین... از آرش هم خیلی متشکرم ‚ کدو تنبل هم بهتره زود جوش نیاره و آرامش خودشو حفظ کنه
اوضاع دانشگاه همچنان شیر تو شیره !!!!!!!!!!!!!!!
اگه این پست طولانی شد ببخشید

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 7:18 PM  توسط مهران | 
خنده از روی جنون 

                       گریه ام از سر درد

                                               نبود هیچ غروبم بی غم.....

                                                                                مهرزاد

+ نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1384ساعت 8:4 PM  توسط | 

سینه ام چاک کنید!
این غبار سیه از روی رخم پاک کنید
به چه کارم اید این چشمه ی خون؟
این تن مرده ی مرگ
که تن زنده ی من کرده چنین اواره
از کف سینه ام ارید برون
ببرید!
ببرید در بیابان سکوت
زیر مشتی لجن و سنگ سیه خاک کنید
اری ای هموطنان چشمه ی عشق در این ملک سراب است سراب!
پایه ی عدل و شرف پاک خراب است خراب!
عز و مردانگی و فهم عذاب است عذاب!
جور بر مردم عاشق ثواب است ثواب!
اه...ای چشم زمین قافله سالار زمان
باز گو با من سرگشته خور عالمتاب
ادمییت به کجا رفته؟ کجا رفته شرف؟
کو حقیقت؟ ز چه رو مرده؟ چرا رفته به خواب؟!
این چه نظمی ست؟چه رسمی ست؟چه وضعی ست؟خدا

سبب این همه بد بختی و غم کیست؟خدا

                                                             مهرزاد

+ نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1384ساعت 7:52 PM  توسط | 

به صرف اینکه یکبار بر خلاف همیشه تمنای عشق را در نگاهش نخواندم او را از خود راندم وقتی که رفت دور از هرچه زیباست و هرچه نکوست تک و تنها ماندم و این شیون من است  بر مزار خاطراتش :
مفشار
وه بدین سان مفشار این تن بیمار مرا
تنگ آغوش سیه ای شب دیوانه ی گیج
دست بردار...برو!
دست وپای دل بی رحم و گنهکار مرا
برتن مرده ی این عشق فسونکار مپیچ
مرد؟
افسوس...ولی مرگ وی افسوس نداشت
مرده بود او زنخستین شب بیداری عشق
و کنون کو هوسی کو نفسی در دل من 
تا ببارم به سرش مویه کنان سیل سرشک...
ریخت؟ 
ای اشک جگر سوخته آخر ز چه رو
بی سبب از دل غم دیده فرو غلتیدی؟
مگر از این دختر بی عاطفه ی حادثه جو
در همه عمر چه مهری چه وفایی دیدی؟
و تو ای خاک سیه
هیچ بر این دختر بی مهر و وفا رحم مکن
پاره کن قلب ورا چنگ بزن چنگ بزن
پاره کن قلب ورا تا ز سیه چال جنون...!
عشق دیوانه خود را بدر آرم ببرم... 
خاک!پاسخ بده آخر ...
به خدا قلبم ریخت
ریخت!پاشیده شد از هم جگرم  
خامشی باز چرا؟
رفته مگر همره او...
عشق من...مرده مگر؟
وای خدا... وای خدا... 

سلام
این وبلاگ تنها جاییه که می تونم حرف دلمو با خیال راحت بزنم پس تا مطالب بعدی خدا نگهدار.    "مهرزاد"

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 5:51 PM  توسط | 
به او گفتند: شاعر را بیازار
که شاعر در جهان ناکام باید
چو بیند نغمه سازی رنج بسیار
سخن بسیار نیکو سراید.

به او آزار دادن یاد دادند
بنای عمر من بر باد دادند
از آن پس ماه من نامهربان شد
ز خاطر برد رسم آشنایی

غم من دید و با من سر گران شد
مرا بگذاشت با رنج جدایی
که چون باشد به صد اندوه دمساز
به شهرت می رسد این نغمه پرداز

مرا در رنج بردن سخت جان دید
جفا را لا جرم از حد فزون کرد
فغان شاعر آزرده نشنید
دل تنگ مرا دریای خون کرد

چنان از بی وفایی آتش افروخت
که سر تا پای مرغ نغمه خوان سوخت

نگفتندش که درد و رنج بسیار
دمار از روزگار دل بر آرد
دل شاعر ندارد تاب آزار
که گاه از شوق هم جان می سپارد

بدین سان خاطر ما را شکستند
زبان نغمه ساز عشق بستند.           "فریدون مشیری"

+ نوشته شده در  شنبه 15 بهمن1384ساعت 8:47 PM  توسط مهران | 
اون از بخشی زاد اینم از بقیه استاد ها... فردا انتخاب واحد داریم ولی فقط ۲ تا از نمره ها رو زدن.چی کار باید بکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدا می دونه!!!!

من چه طور می تونم چیزی نگم وقتی این قدر به وضع دانشجوها بی توجه اند.واسم فرقی نمی کنه چی پیش میاد من همچنان می نویسم...

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1384ساعت 8:8 PM  توسط مهران | 

هی من می خوام چیزی نگم ولی مگه می ذارن...
دیگه شورشو در آوردن از یه طرف یک استاد توپ مثل استاد درویش زاده به همه بچه ها حال می ده از یه طرف یه معلمی مثل بخشی زاد یه جوری نمره های ریاضی پیشو می ده  که اگه یکی ندونه فکر می کنه نمرات ریاضی مهندسیه!!!آخه چه معنی می ده تقریبا همه نمره ها زیر ۱۵ باشه؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 8:51 PM  توسط مهران | 
"چشم و چشمه ها خشکند
روشنی ها محو در تاریکی دلبند
همچنان که نام ها در ننگ
هر چه پیرامون ما
غرق تباهی شد
اه باران
ای امید جان بیداران
بر پلیدی ها
که عمری است در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد؟"

"فریدون مشیری"

بالاخره چشمم به جمال رییس دانشگاه هم روشن شد. خوبه اگه دلایل مخالفتشونو به من هم بگن خوشحال می شم.کدوتنبل و فدایی هم همچنان هنر نمایی می کنن.مگه دستم به این کدو تنبل نرسه  خودم می پزمش.البته یک دوست؟؟!!؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 بهمن1384ساعت 8:37 PM  توسط مهران | 
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 بهمن1384ساعت 12:16 PM  توسط مهران | 
سلام

یه چند روزی به وبلاگ سر نزده بودم... باعث خوشحالیه که دوستان جدیدی به اینجا اومدن!!؟؟در ضمن من همه ی نظراتو می خونم و اگه بدونم تو بهتر شدن وبلاگ اثر دارن حتما بهشون عمل میکنم...از کدو تنبل هم متشکرم هر چند که من برای دلم می نویسم پس جای تعجب نداره که این مطالب تو وبلاگ باشه ولی اگه فکر میکنین که جای مطلب خاصی خالیه بگین...اون فدایی عزیز هم بهتره خیلی خودشو ناراحت نکنه اینجا همه آزادند و مهم اینه که من و شما و خیلی از دوستان خوبمون می فهمند. از... هم متشکرم که متن کامل اون پستو برام فرستاد. نیکولاس هم که پای ثابت اینجاست هرچند که هنوز پشت پرده است!!!!!!

می خوام اینجا رو تبدیل کنم به یک وبلاگ گروهی همه دوستانی که علاقه به نوشتن دارن میتونن آی دی بزران تا باهاشون تماس گرفته بشه ولی یادتون باشه اولا اون پایین یه قسمت داره برای حفظه مشخصات که باید اونو تیک بزنین تا مشکلی براتون پیش نیاد دوما مطالب شما پس از تایید من اینجا قرار میگیرن...منتظرم.

موفق باشید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1384ساعت 7:23 PM  توسط مهران | 
 
خانه
نامه برقي من
نوشته هاي قبلي
سرآغاز ما
این وبلاگ توسط دانشجویان ورودی 84 دانشگاه آزاد لاهیجان اداره می شود. همه دانشجویان ورودی 84 این دانشگاه می توانند به نویسندگان این وبلاگ بپیوندند. کافی است در قسمت نظرخواهی مشخصات خود را ثبت کنند تا با آنها تماس گرفته شود.

پیوندهای روزانه
انجمن علمی کامپیوتر
متن کامل نامه احمدی نژاد به بوش
اجرای طرح مبارزه با بدحجابی در لاهیجان
گلسار و انرژی هسته ای
پیشنهاد راه اندازی مناظره درباره حجاب در صدا و سیما
گشت ارشاد حق برخورد ندارد
تصاویر آغاز طرح مبارزه با بد حجابی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آرشیو موضوعی
نویسندگان
مهران
Invisible kid
آراد
لينكدوني
انجمن علمی کامپیوتر
شب های تک ستاره(مهران)
حامد رحمتی
دلبستگی
راهنمای پذیرش برای دانشگاه های خارج از کشور
عاشق ایران حتما ببینید( محسن )
مكتب خونه (مازيار)
جهمنت مبارک (سید خودمون)
موری+رایانه=موریانه (مرتضی)
ورودی 82 دانشگاه آزاد لاهیجان
با زندگی برقصیم
ردپای باران (صبا)
شیوا خانوم
شیدایان
گروه کامپیوتر هشترود
Art Of Graphics
نشریه الکترونیکی نگاهی دیگر
گروه برق دانشگاه آزاد کرمانشاه
خاک نوشته ها
کلبه دوست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

مهران

mowj.ir
 
///not rigester //Set delay before submenu disappears after mouse moves out of it (in milliseconds) var delay_hide=500 //not register 2 /////No need to edit beyond here var menuobj=document.getElementById? document.getElementById("describe") : document.all? document.all.describe : document.layers? document.dep1.document.dep2 : "" function showit(which){ clear_delayhide() thecontent=(which==-1)? "" : submenu[which] if (document.getElementById||document.all) menuobj.innerHTML=thecontent else if (document.layers){ menuobj.document.write(thecontent) menuobj.document.close() } } function resetit(e){ if (document.all&&!menuobj.contains(e.toElement)) delayhide=setTimeout("showit(-1)",delay_hide) else if (document.getElementById&&e.currentTarget!= e.relatedTarget&& !contains_ns6(e.currentTarget, e.relatedTarget)) delayhide=setTimeout("showit(-1)",delay_hide) } function clear_delayhide(){ if (window.delayhide) clearTimeout(delayhide) } function contains_ns6(a, b) { while (b.parentNode) if ((b = b.parentNode) == a) return true; return false; }